بسمه تعالی

 مرکز مطالعات توسعه و فناوری دانشگاه صنعتی اصفهان

کار آفرینی

مقدمه:

کارآفرینی از منابع مهم و پایان‌ ناپذیر همه جوامع بشری است. منبعی که به توان خلاقیت انسان‌ها برمی‌گردد. از یکسو ارزان و از سوی دیگر بسیار ارزشمند و پایان ناپذیر است. امروزه همگان دریافته‌اند که جوامعی که به فکر متکی بوده‌اند تا به منابع زیرزمینی در بلندمدت موفق‌تر و سرافرازتر بوده‌اند. منابع زیرزمینی در کشورهای جهان سوم علیرغم مزیت‌های آن، از جمله موانع توسعه‌یافتگی محسوب شده است، در صورتی که نبود این منابع در بعضی از کشوها باعث شده است تا آن‌ها با استفاده نیروی فکر، خلاقیت و ابتکار و یا در یک کلمه کارآفرینی، از جمله کشورهای پیشرو در جهان کنونی شوند. خصوصاَ عصر حاضر، عصر دانایی و خلاقیت و عصر تلفیق اندیشه‌ها و ابتکارات می‌باشد و توجه به کارآفرینی در توسعه و پیشرفت کشورها بسیار اهمیت دارد.

امروزه در عرصه جهانی، افراد خلاق، نوآور و مبتکر به عنوان کارآفرینان منشاء تحولات بزرگی در زمینه صنعتی، تولید و خدماتی شده‌اند و از آنان نیز به عنوان قهرمانان ملی یاد می‌شود، چرخ‌های توسعه اقتصادی همواره با توسعه کارآفرینی به حرکت درمی‌آید. در اهمیت کارآفرینی همین بس که طی بیست سال (80-1960) در کشور هند تنها پانصد موسسه کارآفرینی شروع به کار کرده‌اند و حتی پاره‌ای از شرکت‌های بزرگ جهان برای حل مشکلات خود به کارآفرینان روی آورده‌اند.

اگر قرار است اقتصاد موفقی داشته باشیم به نظر می رسد باید کار آفرینی را در کشور بیشتر مورد توجه گیرد. ولی متاسفانه چه در سطح سیاستگذاری و چه در قلمرور پژوهشی آموزشی، کار منظم و حساب شده ای  در زمینه کار آفرینی انجام نداده ایم. لذا توقع بیجایی است که از فارغ التحصیلان دانشگاهی یا مراکز فنی و حرفه ای انتظاری داشته باشیم،

طی سالهای اخیر ورود جوانان جویای کار و کاهش تقاضا برای نیروی کار بحران اشتغال را در کشورتشدید نموده است که باید به صورت بنیادی مورد توجه دولتمردان قرار گیرد . در این بین ورود دانشگاهیان به این حیطه نیز می تواند بسیار مؤثر باشد .  رویارویی صحیح و تدابیر خاص برای حل معضل بیکاری مبتنی بر پژوهش و مطالعه ضرورت دارد با توجه به میزان رشد جمعیت  در دو دهه گذشته بیکاری را می توان مهم ترین چالش اجتماعی چند دهه آینده به حساب آورد .

آنچه در شرایط سخت کنونی ضرورت آن در جامعة ما بیش از پیش احساس می شود پرداختن به مقولة کار آفرینی است. زیرا مسلماً کار آفرینان با توجه به خصوصیات ممتاز و برجستة خود قادرند در چنین شرایطی منابع را برای ایجاد رشد و توسعه در  زمینه های تولید و منابع انسانی فراهم کرده، اشتغال و کسب و کار جدید ایجاد نمایند.


فهرست مطالب:

1.     مقدمه

2.     تعریف

3 .   اهمیت و اثرات

4.     دانشگاه کارآفرین

5.     بررسی برنامه های فعلی

6.     بیان استراتژی های کلیدی مراکز کارآفرینی

 

 

1.  مقدمه:

کارآفرینی از منابع مهم و پایان‌ ناپذیر همه جوامع بشری است. منبعی که به توان خلاقیت انسان‌ها برمی‌گردد. از یکسو ارزان و از سوی دیگر بسیار ارزشمند و پایان ناپذیر است. امروزه همگان دریافته‌اند که جوامعی که به فکر متکی بوده‌اند تا به منابع زیرزمینی در بلندمدت موفق‌تر و سرافرازتر بوده‌اند. منابع زیرزمینی در کشورهای جهان سوم علیرغم مزیت‌های آن، از جمله موانع توسعه‌یافتگی محسوب شده است، در صورتی که نبود این منابع در بعضی از کشوها باعث شده است تا آن‌ها با استفاده نیروی فکر، خلاقیت و ابتکار و یا در یک کلمه کارآفرینی، از جمله کشورهای پیشرو در جهان کنونی شوند. خصوصاَ عصر حاضر، عصر دانایی و خلاقیت و عصر تلفیق اندیشه‌ها و ابتکارات می‌باشد و توجه به کارآفرینی در توسعه و پیشرفت کشورها بسیار اهمیت دارد.

امروزه در عرصه جهانی، افراد خلاق، نوآور و مبتکر به عنوان کارآفرینان منشاء تحولات بزرگی در زمینه صنعتی، تولید و خدماتی شده‌اند و از آنان نیز به عنوان قهرمانان ملی یاد می‌شود، چرخ‌های توسعه اقتصادی همواره با توسعه کارآفرینی به حرکت درمی‌آید. در اهمیت کارآفرینی همین بس که طی بیست سال (80-1960) در کشور هند تنها پانصد موسسه کارآفرینی شروع به کار کرده‌اند و حتی پاره‌ای از شرکت‌های بزرگ جهان برای حل مشکلات خود به کارآفرینان روی آورده‌اند.

اگر قرار است اقتصاد موفقی داشته باشیم به نظر می رسد باید کار آفرینی را در کشور بیشتر مورد توجه گیرد. ولی متاسفانه چه در سطح سیاستگذاری و چه در قلمرور پژوهشی آموزشی، کار منظم و حساب شده ای  در زمینه کار آفرینی انجام نداده ایم. لذا توقع بیجایی است که از فارغ التحصیلان دانشگاهی یا مراکز فنی و حرفه ای انتظاری داشته باشیم،

طی سالهای اخیر ورود جوانان جویای کار و کاهش تقاضا برای نیروی کار بحران اشتغال را در کشورتشدید نموده است که باید به صورت بنیادی مورد توجه دولتمردان قرار گیرد . در این بین ورود دانشگاهیان به این حیطه نیز می تواند بسیار مؤثر باشد .  رویارویی صحیح و تدابیر خاص برای حل معضل بیکاری مبتنی بر پژوهش و مطالعه ضرورت دارد با توجه به میزان رشد جمعیت  در دو دهه گذشته بیکاری را می توان مهم ترین چالش اجتماعی چند دهه آینده به حساب آورد .

آنچه در شرایط سخت کنونی ضرورت آن در جامعة ما بیش از پیش احساس می شود پرداختن به مقولة کار آفرینی است. زیرا مسلماً کار آفرینان با توجه به خصوصیات ممتاز و برجستة خود قادرند در چنین شرایطی منابع را برای ایجاد رشد و توسعه در  زمینه های تولید و منابع انسانی فراهم کرده، اشتغال و کسب و کار جدید ایجاد نمایند.

 

2.  تعریف:

کارآفرینی فرایند خلق چیز جدید و با ارزش است با اختصاص زمان و تلاش لازم، در نظر گرفتن ریسکهای مالی، روانی و اجتماعی و رسیدن به رضایت فردی و مالی و استقلال.

فرد کار آفرین کسی است که توانایی تشخیص و ارزیابی فرصت های کسب و کار دارد و می تواند منابع لازم را جمع آوری کرده و از آنها بهره برداری نموده و عملیات مناسبی را برای رسیدن به موفقیت پی ریزی کند.

فناوری دارای سه بعد (دانش ،  ابزار و روش ) است. تحول در هر یک از این ابعاد منجر به تحول در فناوری می شود . به عبارت دیگر تغییر هر بعد به طور طبیعی ابعاد دیگر را نیز متناسب با خود تغییر می دهد . فناوری همانند مثلثی است که دارای سه وجه دانش ـ روش ـ ابزار است . تحول در هریک از ساق های مثلث ، دو ساق دیگر را نیز متحول می کند . هر اقدامی که یکی از ابعاد این مثلث را تحول بخشد کار آفرینی تلقی می شود .

بنابراین کار آفرینی عبارت است از مهندسی مثلث دانش ـ روش ـ ابزار  . مدیران متعارف می کوشند در درون یک مثلث قبلاً تشکیل شده فعالیت کنند  ، اما کار آفرینان می کوشند ابعاد  مثلث فناوری را تغییر دهند و مثلث فن آوری به ندرت قابل انقباض است ، جز در مواردی که روش ها ممکن است سیر انحطاطی پیدا کنند که ضلع روش کوچک می شود - مثلث فناوری - و بنابراین توانمندی فناوری ـ کاهش می یابد  . در عموم موارد بعد دانش یا ابزار روبه گسترش است بنابراین مساحت مثلث را افزایش می دهد و مساحت مثلث شاخص گسترش فناوری است  . کار آفرین مدیری است که  علاوه بر داشتن دانش  (یا بینش ) و تجربه ، نوآور نیز هست و این نوآوری خطر پذیری دارد .

 

3 .   اهمیت و اثرات:

امروزه کشور ما وارد دوره‌ای شده است که بسیاری از کشورهای پیشرفته آن را سپری کرده‌اند. این مفهوم در ایران تا حدودی ناشناخته مانده است. دوره آشنایی و اهمیت دادن به کارآفرینی (Entrepreneurship). ارزش کارآفرینی و کارآفرینان و توجه به آنها به وضوح در اقتصاد و فرهنگ این کشورها دیده می‌شود.

 اقتصاد دانان، کارآفرینان را « موتور رشد اقتصادی » جامعه می دانند. جامعه شناسان این گروه را مروج فرهنگ رقابت، نواندیشی و پویایی اقتصادی تلقی می کنند و اندیشمندان مدیریت آنان را از مهمترین عوامل تحرک و نو آوری سازمانی در عصر حاضر به شمار می آورند. کارآفرینی به خلق ارزشهای مادی و اقتصادی یا کسب و کاری ختم نمی شود. بلکه اگر کار آفرینی را به مفهوم وقعی آن یعنی « ارزش آفرینی » تعریف کنیم، کار آفرینان (ارزش آفرینان ) موتور توسعه اجتماعی، سیاسی وفرهنگی نیز خواهند بود.

ما نیز باید این دوره را سپری کرده و کارآفرینی را در فرهنگ‌مان نهادینه کنیم. کارآفرینی راه‌حلی برای مشکلات اقتصادی امروز ماست و توسعه‌ و ترویج کارآفرینی یکی از نیازهای جدی اقتصاد ایران است. در شرایطی که میزان سرمایه‌گذاری در اقتصاد کشور از یک سو، بهره‌وری پایین و گرایش به تعدیل نیروی انسانی در سازمان‌های دولتی و وابسته به دولت از دیگر سو و خیل تازه‌واردان به عرصه‌ی کار از سوی دیگر، بیکاری را به معضل بزرگ اقتصادی و اجتماعی این زمان بدل کرده است، به نظر می‌رسد که توسعه‌ی کارآفرینی و ترویج فرهنگ کارآفرینی در ایران یک ضرورت جدی اقتصادی، اجتماعی و سیاسی است.

تجربه‌ی دنیای امروز نشان داده است که نوآوری‌های مهم و پیشرفت‌های تکنولوژیکی، در سازمان‌‌ها و شرکت‌های بزرگ دولتی اتفاق نخواهد افتاد. قابلیت تطبیق با بازار و نیاز روز، از یک ساختار بزرگ پیچیده‌ی تودرتو ساخته نیست و در نتیجه برای پیشرفت سریع و ارائه‌ی محصولات جدید، تنها راه مؤثر، ایجاد و توسعه‌ی شرایطی است که فعالیت‌های اقتصادی کوچک بتوانند تأسیس شوند و رقابت کنند.

در کشورهای بزرگ و پیشرفته، اهمیت کارآفرینی فقط به خاطر مسأله‌ی ایجاد شغل نیست، بلکه دلیل اصلی این است که فعالیت‌های اقتصادی کوچکی که در این کشورها به وجود آمده‌اند و رشد کرده‌اند، توانسته‌اند سهم عمده‌ی فن‌آوری روز و در نتیجه ثروت و درآمد تمام دنیا را به خود اختصاص دهند. ‌آمار نشان می‌دهد بیش از پنجاه درصد این حرکت‌ها و بیش از نود درصد جهش‌‌های رادیکالی که در این زمینه صورت پذیرفته است، که می‌توان از آن به انقلاب فناوری تعبیر کرد، در شرکت‌های کوچک و متوسط کارآفرینانه و نه در سازمان‌‌های بزرگ اتفاق افتاده است.
با توجه به اهمیت کارآفرینی در پیشرفت‌های اقتصادی و اجتماعی کشورها، دولت‌های آنان در جهت توسعه کارآفرینی برنامه‌ها و تلاش‌های مستمری را طراحی نموده‌اند. از جمله اهداف اصلی آنها می‌توان به سه مورد ذیل اشاره نمود:

ایجاد ثروت در جامعه

2ـ تولید تکنولوژی

3ـ اشغال مفید بخصوص برای جوانان

این باور که کارآفرینی لازم و ضروری است و هر کسی می‌تواند برای خودش یک فعالیت اقتصادی را آغاز کند، چیزی نیست که یکباره و ناگهان در ذهن کسی ایجاد شود. تصمیم به راه‌اندازی فعالیت اقتصادی نوپا، نتیجه‌ی فرآیندی است که باید از ابتدای کودکی آغاز گردد و در آموزش و پرورش به طور جدی و حساب شده در نظر گرفته شود تا فرد مهارت‌های لازم را به درستی فرا بگیرد. به همین ترتیب "ترویج" کارآفرینی نقطه آغازین این حرکت است.

تجربه‌ی کشورهای توسعه‌یافته نشان می‌دهد که در توسعه‌ی کارآفرینی،” تبلیغات وفرهنگ‌سازی “ در کنار عوامل دیگری همچون تسهیل قوانین و مقررات، ایجاد مکانیزم‌های حمایتی و "آموزش"، جایگاهی بی‌بدیل و انکارناپذیر دارد.

اهمیت و نقش قشر جوان در توسعه‌ی کشور کاملاً واضح و غیرقابل انکار است، چنانکه آینده هر کشور توسعه یافته‌ای بستگی به راه‌هایی دارد که جوانان آن کشور از طریق آن شکل می‌گیرند. آشنایی مردم خصوصاً جوانان با کارآفرینی و بیدار کردن این نیاز در آنها به کمک روش‌های ترویجی مستقیم و غیرمستقیم امکان‌پذیر است.

دانش و توانایی مدیریت، دانش اقتصادی، شناخت اوضاع بازار و نیازهای آن و از همه مهم‌تر، باور داشتن به این که “من می‌توانم کار جدیدی را شروع کنم” مسائلی هستند که در تولد یک کارآفرین وایجاد عزم و اراده در وی نقش اساسی دارند.

کشور ما در طول برنامه چهارم نیازمند ایجاد سه میلیون و هفتصد هزار شغل جدید است. از آنجا که دولت قادر نخواهد بود این تعداد شغل جدید و در عین حال مولد ایجاد کند، می‌بایست تدبیر اساسی‌تری اندیشیده شود.

با توجه به چالش‌هایی که کشور در سال‌های آینده با آن مواجه است آموزش، پژوهش و ترویج کارآفرینی می‌تواند یکی از استراتژی‌های کارآمد برای مقابله با این چالش‌ها باشد. در قرن حاضر تحصیلات دانشگاه یکی از مهمترین مسائل برای ورود به دنیای کار و تجارب می‌باشد و دانشگاه‌های زیادی در دنیا در این زمینه فعال هستند. امروزه دانشگاه‌ها سعی می‌کنند که فعالیت‌هایشان را نه تنها در منطقه خود بلکه در کشورهای دیگر نیز گسترش دهند. صنعت نیز در حال ورود به این مقوله می‌باشد نه تنها به این دلیل که نیازمند آموزش کارکنان خود است بلکه به این خاطر که بازار کار امروز نیاز به مهارت و دانش بیشتری دارد. موقعیت بازار کار ایجاب می‌کند که دانشگاه‌ها نیروهایی را تربیت کنند که علم‌آموزانی مستقل و ماهر بوده و توانایی درک مسائل پیچیده تاریخی، اجتماعی، سیاسی، فلسفی و اقتصادی را داشته باشند.

برای اولین بار دانشگاه کالگری در سال 1973 مجوز تاسیس دوره کارشناسی ارشد را دریافت کرد و کار آفرینی به عنوان یکی از زمینه های اصلی مورد توجه قرا گرفت. در ژوئن سال 1985 میلادی این دانشگاه به ارزیابی نتایج برگزاری یکی از دوره های آموزش کار آفرینی خود که در فاصلة ژوئن 1984 تا دسامبر 1984 برگزرا شده بود، پرداخت و از 50 نفر از 65 نفر شرکت کننده دوره پیرامون نتایج دوره نظر خواهی کرد. این دوره آموزشی تقریباً (000/75) دلار برای دانشگاه هزینه داشت. تجربه دانشگاه کالگری نشان می دهد که سرمایه گذاری کوچکی (تقریباً 75000 دلار ) در آموزش کار آفرینان کسب و کارهای کوچک منجر به ارزش افزوده فراوانی (معادل 000/750 /1 دلار ) گردیده و علاوه بر آن تاثیر زیادی درایجاد فرصت استخدام و تسهیل ایجاد سرمایه داشته است.

 

3.  دانشگاه کارآفرین :

کار آفرینی را در کل می توان ایجاد کسب و کارهای نوآورانه تلقی کرد . فعلاً در کشور ما نظام آموزش دهندة دانشگاهها ، افرادی را پرورش می دهد که فقط می توانند شکافهای شغلی بسیار تعریف شده را پرکنند و بنابراین باید حرکتی عظیم در راستای تولید کار آفرینان در دانشگاهها به عنوان قطب علمی کشور صورت گیرد که این به معنای اتصال دانشگاه با صنعت و فن آوری است. کار آفرینان باید فرصت شناس باشند نظام آموزشی دانشگاه مبتنی بر یادگیری نیست ، آموزش مبتنی بر تعلیم است و این خود عاملی بر ای عدم پرورش افراد کار آفرین است .

پدیدة کار آفرینی ابعاد گسترده ای داشته ، گرد هم آوردن منابع تکنولوژیکی ، فنی و آموزشی و مالی را در بر دارد . دانشگاهها می توانند بخشی از فعالیت خود را به پرورش کار آفرینان تخصیص دهند .  هر چند دانشگاه می تواند فقط به تولید و عرضة فن آوری و دانش بسنده کند و آن را در اختیار دانشجویان و جامعه بگذارد ،  اما این به معنای موفقیت نیست اگر این فن آوری بدست آمده را در جامعه بکار گیرد و آن را در اختیار کار آفرینان بگذارد به معنای دیگر جنبة عملی این فن آوری را نیز خودش تا حدودی عهده دار باشد ، به موفقیت علمی و عملی تواماً دست یافته است . دانشگاه می تواند افقهاو فرصت های بهره وری فن آوری را برای افراد ترسیم نماید و آنها را در جهت استفاده هدایت کند . نگاهی که دانشگاه نسبت به فن آوری دارد نباید صرفاً خود فن آوری باشد بلکه کار آفرینی را در جهت استفادة بهینه و اشتغال زایی برای جوانان در بحث توسعة فن آوری در نظر داشته باشد

دانشگاه کار آفرین مکانی است که مشاغل جدید در آن خلق می شوند . این مراکز از افراد کارآفرین حمایت می کند . این حمایت شامل حمایت های آموزشی، مالی و بازار یابی است .

 انجام پروژه های تجاری و اقتصادی همراه با فن آوری روز کم هزینه است و استفادة بهینه از ذخایر مالی نیزاز ویژگیهای شاخص کار آفرینان می باشد . نکتة مهم دیگر وجود تقاضا برای فعالیت و سرویس دهی در بازار است . مشاغلی که از این دانشگاهها بهره مند می شوند مسلماً در توسعة فناوری های جدید پیش رو خواهند بود . این فناوریها در تولید کالا ها به کار رفته و منجر به بالا رفتن سطح استاندارد زندگی خواهد شد .

در این مجموعه ها دانشجویان باید مجموعه ای از دانش و مدیریت کار آفرینی را تواماً آموخته و با امکانات لازم که دانشگاه در اختیار آنها قرار می دهد شروع به فعالیت در عرصة صنعت نمایند . در چنین مواردی معمولاً امکان ایجاد شرکتهای خصوصی مهیا شده و این شرکتها کم کم و با آمادگی کامل می توانند از دانشگاهها جدا شوند ولی همچنان از حمایت و پشتیبانی دانشگاه بهره مند خواهند بود ضمن این که این مراکز صنعتی نیز در صورت موفقیت به اجرای پروژه ها و توسعة تحقیقات و فن آوری دانشگاهها کمک خواهند نمود . این ارتباط ، ارتباطی 2 جانبه است که مراکز صنعتی از دانش و تکنولوژی دانشگاهها و از دانشجویان و کار آفرینان خلاق و با استعداد بهره گرفته و دانشگاه نیز از کمک های مالی این مراکز بهره مند خواهد بود .

اصولاً دانشگاهی که به دنبال ترویج شیوه های کار آفرینی و فناوری پیشرفته است ازساختی بر خوردار است که امکان به روز کردن خلاقیت ها و ایده پردازی را تشویق می کند و به نوعی آن را در وظایف مختلف دانشگاه پیش بینی می کند . در دانشگاهها از صرف منابع برای استفاده از خلاقیت ها هراسی وجود ندارد اگر دانشجویان می توانندبه صورت فردی یا گروهی با فرآیند ایده پردازی و نوآوری در گیر شده تا مهارت لازم را کسب کرده و بکار ببندند ، امکان رشد در دانشگاه دور از ذهن نیست و دانشجویان یقین دارند که بر اساس شایستگی ها و قابلیت های خود می توانند در دانشگاه رشد کرده و به براورده ساختن آرمانهای آن کمک کنند . رقابت سالم به عنوان ارزشی مطلوب انگاشته می شود . ساخت چنین دانشگاهی افقی و پو یا است در چنین مرکزی انعطاف پذیری برای ایجاد تحول و حرکت به سوی رشد و بالندگی فردی و گروهی در سطح بسیار بالایی است . از آنجایی که تخصیص منابع به سوی دست یابی به کار آفرینی بالا است تضمین کیفیت نهادینه خواهد شد .

5.  بررسی برنامه های فعلی:

مجموعه فعالیت‌های متداول که در مراکز کارآفرینی انجام شده است در سه بخش عمده ترویج، آموزش و پژوهش طبقه‌بندی می‌شود:

5-1. ترویج :

هدف کلی از این بخش شناساندن مفهوم کارآفرینی و تهییج دانشجویان به منظور تمایل به ایجاد فعالیت‌های کارآفرینانه و دادن انگیزه به افراد برای فراگیری مباحث مربوط به کارآفرینی است. و بطور کلی اهداف ترویج عبارتند از:

- آشنا کردن دانشجویان با مفهوم کارآفرینی و خلاقیت

- شبیه‌سازی فعالیت‌های کارآفرینانه و آشنایی با تجربیات کارآفرینان ایرانی و خارجی
- افزایش مهارت‌های اشتغال و تقویت ویژگی‌های شخصیتی از جمله مهارت کار‌تیمی، قدرت ریسک‌پذیری، مرکز کنترل داخلی و

از جمله برنامه‌های این بخش می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد:

برگزاری بازی‌های تیمی خلاقیت و کسب و کار

سمینارهای دعوت از کارآفرینان موفق و حامیان و سرمایه‌گذاران کارآفرینی

بازدید از شرکت‌های کارآفرینانه و کارخانه‌ها

تهیه و نمایش فیلم

مسابقات و رقابت‌های تهیه و تدوین برنامه کسب و کار و طرح تجاری (Business Plan)
برگزاری جشنواره‌های کارآفرینی

ارایه‌ی بروشورهای مختلف در زمینه ترویج و تبلیغ کارآفرینی

نگارش مطالب و مباحث کارآفرینی برای چاپ در روزنامه‌‌ها و نشریات دانشجویی

برگزاری مسابقات متنوع کارآفرینی

طراحی سایت الکترونیکی کارآفرینی

نشریه کارآفرینی (به‌صورت کاغذی و یا الکترونیکی)


5-2. آموزش :

مأموریت واحد آموزش، کمک به ارتقاء سطح توانایی‌ها و مهارت‌های راه‌اندازی و اداره یک کسب و کار

در افراد مستعد به ویژه دانشجویان و فارغ‌التحصیلان دانشگاهی است.

طرح مبانی کارآفرینی و آموزش مهارتها و تواناییهای که برای موفقیت یک کارآفرین جوان الزامی است

از جمله اهداف این بخش می باشد .

اهداف این بخش شامل موارد ذیل می‌شود:

 -افزایش آگاهی و درک فرآیند شروع و راه‌اندازی یک کسب‌و‌کار جدید

-توسعه یک مسیر شغلی

 -افزایش و تقویت مهارت‌های کارآفرینانه

-پرورش و توسعه افراد کارآفرین و پرورش افراد متکی به خود از طریق فرآیند یادگیری

برخی از عناوین دوره‌های آموزشی مطابق زیر می باشد:
مبانی کارآفرینی
از ایده تا فرصت
مباحث خلاقیت
تشکیل و اداره تیم
طرح تجاری یک صفحه ای
تدوین برنامه کسب و کار و طرح تجاری
نقش شبکه های اجتماعی در توسعه کارآفرینی
نحوه راه اندازی کسب و کار در ایران
سازمانهای نو آور
کارآفرینی درون سازمانی
بازاریابی
مباحث مالی
مباحث حقوقی مورد نیاز کارآفرینان
مدیریت سیستمهای اطلاعات
تجارت الکترونیک
5-3. پژوهش :
پژوهش در زمینه کارآفرینی در مراکز به سه صورت انجام می پذیرد:
الف. مباحث محض کارآفرینی
ب. بومی‌سازی کارآفرینی
ج. ممیزی، مطالعه و بهبود وضعیت سازمان‌های کارآفرین موجود

 

 

 

 

 

 

 

 

 



6.  ارائه استراتژی های کلیدی مراکز کارآفرینی:

 

6-1.  ترویج فرهنگ کار آفرینی

امروزه بسیاری از جوانان که در دانشگاهها و مراکز علمی کشور به تحصیل مشغولند امیدوارند که پس از فراغت از تحصیل هر چه سریعتر وارد « بازار کار » شوند. عبارت « بازار کار » عبارتی است بسیار حساس و برداشت جوانان از این عبارت، یکی از عوامل حیاتی موثر در آیندة کشور به حساب می آید متاسفانه امروزه « بازار کار » در اذهان بسیاری از جوانان و دانشجویان کشور یک سری پست های از پیش تعیین شده و به عبارتی یک سری « صندلیهای پیش ساخته » تعبیر می شود که در جامعه منتظر آنهاست. اما دیدگاه کار آفرینانه نسبت به پدیده اشتغال، تا حد زیادی از مشکلات جوانان در مواجهه با آینده، خواهد کاست. یک چنین دیدگاهی می تواند در پوشش تحولات فرهنگی لازم برای توسعه کار آفرینی درکشور، حاصل شود.

همان گونه که بیان شد ”کارآفرینی“ همان فرآیند تاسیس یک کسب‌وکار (شرکت) برمبنای یک فکر و ایده نو است. یک یا گروهی از افراد که به آن‌ها ”کارآفرین“ می‌گوییم, فرصتی نوین را کشف کرده ویا خلق می‌کنند و برپایه آن شرکت یا موسسه‌ای خصوصی را بنیان نهاده و دل را به دریا زده و وارد عرصه بازار و رقابت می‌شوند. کارآفرینی نیازمند وجود فرهنگ خاصی است. هر فردی نه توانایی و نه تمایل به کارآفرینی دارد. به همین علت و باتوجه به اهمیت کلیدی کارآفرینی در اقتصادهای نوین (ایجاد شرکت‌های کوچک و متوسط),‌ کشورهای مختلف مصممانه برنامه‌های مفصلی را برای بسط چنین فرهنگی در جامعه خود تدارک دیده‌اند تا بتوانند همچنان مسیر رشد و پویایی‌شان را ادامه دهند. موفق‌ترین کشور در این زمینه, آمریکا است. متاسفانه در کشور ما, افراد بیشتر روحیه ”کارمندی“ دارند تا کارآفرینی و ریسک‌پذیری.

کارآفرینی از طریق تجربه و انتقال آن، قابل آموزش و قابل یادگیری است. اما ترویج آن آسان نیست. اغلب خصوصیات تعیین کننده کارآفرینی از قبیل استفاه از فرصتهای جدید، جلب اعتماد، ایجاد شبکه های کار و انجام کار پروژه ای، خصوصیات نا محسوسی هستند و به راحتی نمی توان آنها را درک و تبدیل به توصیه و دستور العمل کرد.

اعتقاد بر این است که برای کار آفرینی باید نظام آموزشی ما به سمتی برود که نیروهای با شهامت و شجاعت در تصمیم گیری پرورش دهد. وقتی ما از فارغ التحصیلان رشته های صنعتی می خواهیم که برای اشتغال در رشته های فنی جهت خود و دیگران می توانند از تسهیلات قانونی استفاده نمایند معمولاً یک حالت عدم اعتماد به نفس درآنها مشاهده می شود. به بیان دیگر شهامت ریسک کردن را برای استفاده از مزایای قانونی و تسهیلات برای خودشان و دیگران ندارند و اغلب هم به دنبال فرصت شغلی مزد بگیری هستند.

اگر می خواهیم بحث کار آفرینی را در کشور جدی بگیریم باید نظام آموزشی ما به این سو هدایت شود که افرادی که فارغ التحصیل می شوند ویژگیهای کار آفرین را داشته باشند و البته خانواده هم نقش دارد، اما نقش اصلی را شاید نظام آموزشی ما بخصوص در مقاطع کارشناسی و بالاتر دارد. ما باید در بین فارغ التحصیلان دانشگاهها رغبت ایجاد کنیم که به تفکر خلاق بپردازند. تاسیس مراکز آموزش کار آفرینی و کانونهای آموزش روش زندگی در شرایط دشواری اقتصادی مانند آموزش دید مثبت و چاره جویانه، دوری از تفکر منفی، پشتکار و خلاقیت برای رفع موانع موجود و کسب مهارتهای لازم از جمله افکاری است که باید به آن توجه شود.

به برخی از ابعاد فرهنگی کارآفرینی در ذیل اشاره شده است :

1- کارآفرینی, فرهنگ درک تغییر و کشف فرصت

2- کارآفرینی، فرهنگ مشارکت

3-کارآفرینی، فرهنگ خلاقیت

4-کارآفرینی، فرهنگ استقلال‌طلبی و قبول مسؤولیت

5-کارآفرینی, فرهنگ مخاطره‌پذیری

 

6-2.      شناسایی و معرفی فرصت ها:

نوآوری می تواند ناشی از نبوغ افراد و تراوشات قریحه آنها باشد. لیکن، اکثر نوآوریها، به ویژه نوآوریهای موفق ناشی از جستجوی هوشمندانه در فرصتهای نوآوری است، که تنها درموقعیتهای خاصی به دست می آید.

در یک شرکت یا صنعت چهار نمونه از این فرصتها وجود دارند که عبارتند از :

- رویدادهای غیرمنتظره
- ناسازگاریها
- نیازهای فرآیندی
- تغییرات صنعت و بازار
سه منبع دیگر فرصت ها در خارج از شرکت، در محیطهای اجتماعی و فکری ایجاد می شو ند که عبارتند از :
- تغییر ویژگیهای جمعیت
- تغییر نگرش
- دانش جدید
این منابع همپوشی داشته، لیکن از نظر ریسک پذیری، دشواری و پیچیدگی با یکدیگر تفاوت دارند و در یک زمان، بیشتر از یک مورد آنها می تواند عامل نوآوری شود. به هر حال، موارد فوق علت اکثر فرصتهای نوآوری را بیان می کنند.

مردم اغلب فکر می کنند کارآفرینان در ابتدا موفق هستند چون آنها کالا یا خدمات تازه ای ابداع می کنند مثل موتور جستجوگر یاهو. اما اینطور نیست و اغلب کارآفرینان موفق کار خود را با افزایش در کیفیت یک کالا یا محصول ایجاد می کنند بدون اینکه چیز تازه ایجاد کرده باشند. آنها اطلاعات کوچکی روی آنچه دیگران انجام می داده اند ایجاد می کنند.

کارآفرینان پس از شروع کار خود به مشتریان توجه می کنند و با آرامی با اصلاحات دیگر خود را مطرح می سازند. سپس آنها به سرعت آنچه انجام می دهند را متعادل می سازند و این فرایند را بارها تکرار می کنند پیشنهاد بهبود کیفیت مطرح شده از طرف Jerry Greenfild Ben cohen منجر به موفقیت برای آنها شد. آنها شروع به ساختن بستنی با قیمت بالاتر با قطعاتی از میوه روی آن کردند این بستنی ها برای پاسخ به نیاز مشتریانی ساخته شد که بستنی های ساده را دوست نداشتند در آن زمان تولید کنندگان بزرگ بستنی در بازار بستنی میوه ای جدید وجود نداشتند و این بازار جدیدی بود که توسط این دو نفر ایجاد شد.

Jack Burton کار آفرین دیگری است که از Vermont شروع کرد. او با بهبود طراحی کالایی که اولین بار در 14 سالگی با آن آشنا شده بود توانست به موفقیت دست یابد با گذشت مدت کمی ا ز فارغ التحصیلی از نیویورک نقل مکان کرد و تخته اسکی های Burton را درست کرد. او می گوید بسیاری از مردم فکر می کنند من تخته اسکی جدیدی اختراع کرده ام در حالی که این درست نمی باشد.

طرح اولیه تخته اسکی ها بوسیله شرکت Brun swick ساخته شد در حالی که این شرکت هیچ گاه پیشرفتی در تخته اسکی های ساخته شده ایجاد نکرد. فلسفه Burton بهبود آنچه جا دارد بر اساس نیازهای واقعی مشتریان بود. Burton این مساله را به همگان یاد داد که: اگر محصولات اصلی برای مردم کسالت آور باشد آنها حاضرند با پرداخت پول بیشتر کالای با کیفیت تری بخرند.