ریسک‌های تشخیص داده شده و انتخاب‌ها در تصمیم‌های کارآفرینانه بنگاه های جدید

چکیده:

اگر چه ریسک نقشی اساسی در اغلب تصمیم‌گیری‌های کارآفرینانه بازی می‌کند، تحقیقات علمی کمی به عمل آمده است که صراحتأ شرح داده باشد که چقدر اجزای ریسک، درک ریسک و تمایل طبیعی کارآفرینان به پذیرش ریسک، بر انتخاب میان تصمیمات بالقوه کارآفرینانه می‌گذارد. در این مطالعه علمی از گروه نمونه‌ای از کارآفرینان شرکت های تند رشد آمریکایی خواسته شد که بین تعدادی تصمیم مخاطره‌آمیز فرضی انتخابهایی انجام دهند.


ریسک‌های تشخیص داده شده و انتخاب‌ها در تصمیم‌های کارآفرینانه بنگاه های جدید

چکیده:

اگر چه ریسک نقشی اساسی در اغلب تصمیم‌گیری‌های کارآفرینانه بازی می‌کند، تحقیقات علمی کمی به عمل آمده است که صراحتأ شرح داده باشد که چقدر اجزای ریسک، درک ریسک و تمایل طبیعی کارآفرینان به پذیرش ریسک، بر انتخاب میان تصمیمات بالقوه کارآفرینانه می‌گذارد. در این مطالعه علمی از گروه نمونه‌ای از کارآفرینان شرکت های تند رشد آمریکایی خواسته شد که بین تعدادی تصمیم مخاطره‌آمیز فرضی انتخابهایی انجام دهند.

 نتایج نشان داد که اینگونه انتخاب‌ها تحت تأثیر ریسک‌هایی که به طور ذاتی در هر تصمیم جدید وجود دارد و نیز- همانطور که در الگوی نتایج پیش‌بینی‌ شده برای هر تصمیم هم آورده شده است- تحت تأثیر درک متفاوت کارآفرینان از این ریسک‌ها و تفاوت در تمایل آنها به پذیرش ریسک، صورت می‌پذیرند.

هدف نمونه ما از کارآفرینان این بود که تصمیماتی که دارای سطح بالایی از «تغییرپذیری» در الگوی نتایج پیش‌بینی شده‌شان هستند انتخاب نشود. این اجتناب از «تغییرپذیری» در نتایج این را نشان می‌دهد که تحلیل حساسیت که معمولأ برای شرح دادن جذابیت تصمیمات جدید تجویز می‌شود، می‌تواند در ذات ریسک پذیری باشد و می‌تواند سرمایه‌گذاران بالقوه را از سرمایه‌گذاری در شرکت‌های آنان بازدارد. رویکردهای جدید برای ارزیابی و ارائه ریسک بنگاه جدید، به غیر از رویکرد سنتی بهترین حالت/ حالت مورد انتظار/ بدترین حالت ، می‌توانند به همان اندازه که از طریق تحقیق بازار از میزان احتمال پذیرش بازار از کالا یا خدمت جدید بنگاه می‌توان آگاهی یافت، مورد توصیه قرار گیرند.

همچنین تأثیری از تفاوت در تمایل ریسک میان کارآفرینان بر انتخاب‌های جدید پرمخاطره آمیزشان یافتیم. این تأثیر این مطلب را ارائه می‌دهد که نه تنها کارآفرینان باید در برابر اعمال هر نوع تعصب در تصمیمات پرمخاطره جدیدشان محتاط باشند، بلکه سرمایه گذارانی که از این پس وارد بازار می‌شوند نیز باید میزان تمایل کارآفرینان به ریسک پذیری را هنگام تصمیم‌گیری برای سرمایه‌گذاری کاملأ مورد توجه قرار دهند.

سرانجام اینکه، در حالیکه نمونه ما از کارآفرینان تمایل به گریز از سطوح بالای تغییرپذیری در انتخاب‌های جدیدشان دارند، آنها به پذیرش درجه قابل ملاحظه‌ای از خطر، یا بدترین نتیجه ممکن حاصل از تصمیم‌ جدید، اشتیاق دارند که شاید این خطر پذیری ناشی از سودهای چشمگیر بالقوه باشد. به کارآفرینان توصیه شده است که به دنبال یک درک صحیح از بدترین عواقب ممکن تصمیماتشان باشند و استراتژی‌هایی را توصیه کنند که احتمال نتایج مضر را کاهش دهد. به این ترتیب آنها شانس برای موفقیت و جلب حمایت سرمایه‌گذاران و سایرین را در مراحل بعدی تصمیم یا تصمیمات پیامد از دست نخواهند داد.

تلاش مطالعه ما شرح دادن اینکه چگونه انتخاب هدف ما در واژه هایی همچون عملکرد اثر می‌گذارد نیست، بلکه تعصب‌های آشکار که بر تمایلات ریسک کارآفرینان در ارزیابی تصمیمات تأثیر می گذارد را به عنوان یک مورد بالقوه‌ی با اهمیت که شایسته کنجکاوی بیشتر است، نشان می‌دهد. از یک سو چنین تعصباتی می‌تواند به الگوهایی از تصمیمات بهینه جزئی (suboptimal) منجر شود، از سوی دیگر نتایج ما نشان می‌دهد که سرمایه گذاران باید اطمینان حاصل کنند که در سرمایه گذاری در تصمیمات جدید تمایل ریسک کارآفرینان (و شاید سایر ویژگی‌های شخصی او) با نیازهای فرصت پیش‌آمده و اهداف سرمایه‌گذار مطابق داشته باشد. همانطور که بسیاری از سرمایه‌داران بنگاه‌دار گواهی می‌دهند، مدیریت تصمیمات جدید پیش‌رو، در قلب تصمیم‌گیری سرمایه‌گذاری آنها قرار دارد.

مقدمه

تصور افراد کارآفرین به عنوان یک مخاطره‌پذیر عاقبت اندیش، بخشی از فرهنگ تجاری مردم آمریکاست. برای کارآفرینان «خطر» یک عنصر اساسی در گستره تصمیم است که گریبانگیر تمام کسانی می‌شود که به بازارها یا شرکت‌های جدید پا می‌گذارند یا محصولات جدید معرفی می‌کنند. در واقع ماهیت نامشخص واکنش های رقبا و مشتریان به بیشتر تصمیمات کارآفرینانه را می‌توان در وظایف هر روزه کارآفرینان مشاهده کرد، به همان پررنگی که سرمایه‌گذاران با سرمایه گذاری‌شان امکان تحقق رویاها را برای کارآفرینان امکان پذیر می‌سازند. ریسک را می‌توان ملاحظه کرد.

با توجه به نرخ بالای شکست در شرکت‌های جدید و تغییرات سریع در بازارهایی که امروزه شرکت ها در آنها بنیان نهاده می‌شوند، فهم بهتری از ریسک و نقش آن در تصمیم‌گیری شرکت جدید، می‌تواند کیفیت تصمیم‌گیری در محیط‌های پرریسکی را که بیشتر مؤسسین با آن رو به رو هستند، بهبود بخشند. تحقیقات اولیه در رابطه با ریسک در مجموعه‌های کارآفرینانه به صورت عمده‌ای بر تصمیمات سرمایه‌گذاران متمرکز شده بود و معیارها و دستور‌العمل‌هایی که برای مدیریت ریسک سرمایه گذاری به کار می‌رود و عملکرد پرتفوی سرمایه‌گذاری را بهبود می‌بخشد. به تازگی تلاش‌هایی از سوی محققین آغاز شده تا مخاطره پذیری را از دیدگاه کارآفرینان شرح دهند. پالیش و بگبی دریافتند که کارآفرینان تلاش دارند بعضی شرایط کسب و کار را مثبت تر از آنچه که غیر کارآفرینان می‌بینند ارزیابی کنند و تلاش دارند فرصت‌ها و توانایی‌ها را ببینند، در حالی‌که دیگران ضعف‌ها و مخاطرات را می‌بینند. حاصل‌ کار آنان در این نظریه بود که کارآفرینان خود را به عنوان مخاطره پذیران نمی‌بینند بلکه آنها فرصت‌هایی را تعقیب می‌کنند که دیگران در نمی‌یابند. زیرا آنها - خیلی ساده- این فرصت ها را متفاوت از دیگران می‌بینند. بوسنیتز و بارنی متوجه شدند که کارآفرینان تمایل دارند از تعصبات و اکتشافات قبلی برای ساده سازی و سرعت بخشی به فرایند تصمیم‌گیری در محیط‌های مخاطره آمیز و پیچیده که نمونه‌ای از شرایط شروع به کار است استفاده کنند. ما این جریان تحقیقات را برای ادراک و رفتار تصمیم‌گیرانه کارآفرینان گسترش می‌دهیم تا به همان ترتیب که کارآفرینان در میان تصمیمات پرمخاطره جدید انتخاب صورت می‌دهند، درک ریسک کارآفرینان را در تصمیمات مخاطره‌آمیز توضیح دهیم.

هدف

هدف این مقاله، بهبود درک ما از نقش و سوابق ادراک کارآفرینان از ریسک در تصمیمات شرکتی جدیدشان است. با استفاده از باورهای موجود چه در اقتصاد و چه در نظریه تصمیمات رفتاری، ابتدا یک چهارچوب را تعیین می‌کنیم که شامل چند فاکتوری است که احتمالأ درک کارآفرینان از ریسک را تحت تأثیر قرار می‌دهد. این چهارچوب نشان می‌دهد که چگونه این ادراک و سایر عوامل به تصمیمات شرکت جدید مرتبطند. سپس به صورت آزمایشگاهی بخش‌های این چهارچوب را امتحان می‌کنیم.

مطالعه ما تلاش دارد تا در زمینه دو پرسش خاص تحقیق، روشنگری کند: 1) چه عواملی کارآفرینان را به مخاطره‌آمیز دانستن یک سرمایه‌گذاری هدایت می‌کند؟ 2) چرا گاهی اوقات کارآفرینان تصمیم‌های پرمخاطره‌تر و گاهی تصمیم‌های کم مخاطره‌تر را انتخاب می‌کنند؟ از این دو مهم‌تر، می‌خواهیم بدانیم که متغیر بودن ریسک‌پذیری کارآفرینان تحت کدام عامل است؟ تفاوت در ریسک میان شرکت های مختلف؟ درک متفاوت کارآفرینان از چنان مخاطراتی؟ یا تفاوت در تمایلات کارآفرینان گوناگون برای پذیرفتن ریسک؟ بنابراین در این مقاله با هر دو مفهوم درک ریسک و تمایل ریسک سر و کار داریم که آنها بر تصمیمات انتخاب پرمخاطره کارآفرینان تأثیر می‌گذارند. علاوه بر پوشش دادن این دو سئوال تحقیق، مطالعه ما به دنبال این است که برای انتخاب‌های مخاطره‌آمیز یک مقیاس فاصله ای بسازد که در تحقیقات عملی و بعدی مورد استفاده قرار گیرد.

یک مرور خلاصه از نقش ادراک مخاطره در تصمیمات مخاطره امیز جدید

تحقیق قبلی شامل نظریه ریسک در زمینه تصمیم‌گیری تجاری، دو نگاه متمایز از ریسک را از هم جدا ساخت که هر کدام از آنها کاربردهایی برای ادراک مخاطره برای اینگونه تصمیم‌گیری‌ها ارائه می‌دادند. علاوه بر آن تحقیقات اخیر پیشنهاد می‌دهند که عواملی غیر از مخاطرات احساس شده آمیخته با گزینه های دیگر تصمیم می‌تواند تأثیر زیادی بر انتخاب های مخاطره‌ای داشته باشند.

بر پایه کار ساتکین و پابلو (1992) به این نتیجه رسیدیم که احساس مخاطره کارآفرینان، مشخصات بنگاه، اثرات ضمنی (Contextual effects) و ویژگی‌های شخصیتی کارآفرینان، نقشی کلیدی در تصمیمات کارآفرین برای ورود به تصمیم‌گیری‌ مخاطره‌آمیز جدید بازی می‌کند (شکل 1 را ببینید). فاز اول چهار چوب مفهومی ما در این باره بحث می‌کند که درک مدیر از مخاطرات تصمیم جدید، اصولأ از سه مجموعه عوامل سرچشمه می‌گیرد: الف) میزان نسبی  سرمایه‌گذاری مورد نیاز برای تأمین مالی یک گزینه، ب)مختلف بودن درآمدهای پیش‌بینی شده یک گزینه، ج) هر ضرر بالقوه‌ای که ممکن است روی دهد. توقع داریم مخاطره احساس شده از تأمین مالی تصمیم جدید، از تصمیماتی که مستلزم سرمایه‌گذاری بزرگترند (سرمایه گذاری کردن سرمایه‌ موجود در بنگاه های نسبتأ بزرگ، فرصت‌ برای تنوع در سرمایه‌گذاری را محدود می‌کند و احتمال زیان دادن در گزینه انتخاب شده بیشتر است)، و از تصمیماتی که نتایج پیش‌بینی شده‌شان نامطمئن‌تر است (متغیرتر از برگشت سرمایه‌گذاری مورد توقع ) یا امکان زیان عملیاتی بزرگتری دارند بیشتر باشد.

فاز دوم چهارچوب ما نشان می‌دهد که انتخاب‌های مخاطره‌آمیز جدید از درک ریسک و نتایج تصمیمات جایگزین و نیز تفاوت در ویژگی های شخصیتی کارآفرینانی که چنان تصمیماتی را ملاحظه می‌کند و عوامل ضمنی بسیار دیگری سرچشمه می‌گیرد.

چنین عوامل ضمنی شامل محدودیت‌های منابع، مناسب بودن بنگاه با صلاحیت و علائق کارآفرین و شرایط مختلف سازمانی و محیطی که در زمان تصمیمات بنگاه جدید جاری هستند می‌باشند. محدودیت‌های فضا نیازمند این است که فقط به توسعه و آزمون تجربی بخش‌هایی از چهارچوبمان بپردازیم. بنابراین در این مقاله بر توضیح تأثیرات نتایج مورد انتظار تصمیم جدید به همان مقدار که میان افراد کارآفرینان بر ادراک مخاطره و رفتار ریسک پذیرانه تفاوت وجود دارد تمرکز می‌کنیم. ما تصمیم گرفتیم توجه خود را به این مسئله هدایت کنیم، زیرا نتایج مورد انتظار در قالب تحلیل‌هایی قرار دارند که کارآفرینان بر اعمال آنها قبل از اتخاذ تصمیم‌ مخاطره‌آمیز جدید تشویق شده‌اند.

شکل 1: چهار چوب نقش درک ریسک در انتخاب تصمیم مخاطره‌آمیز جدید

آنچه در مدل ما نهفته است، آگاهی از این نکته است که درک مخاطره کارآفرینان و تصمیماتی که شامل ریسک است، فرایندهای ادراکی جدا و متمایز دارد. این نگرش با بخش بزرگی از تحقیق ما درباره تصمیم‌گیری مصرف‌کننده که- با عملیات ادراکی متمایزی که همیشه همزمان کار نمی‌کند- و درباره محصولات و خدمات قضاوت می‌کند سازگار است . توضیح دادن قضاوت ها و انتخاب‌ها، یا در مطالعه ما درک مخاطره کارآفرینان و تصمیمات آنها که شامل ریسک می‌شود، می‌تواند چشم‌انداز جدیدی به ما ارائه دهد که چگونه کارآفرینان هنگام تصمیم‌گیری‌های پر مخاطره جدید به ریسک نگاه می کنند و واکنش نشان می‌دهند.


توسعه نظری

چه اجزایی ریسک را تشکیل می‌دهند؟

اگر چه توجه قابل ملاحظه‌ای صرف مطالعات مفهومی و ابعاد عملیاتی ریسک شده است، اما تلاش بسیار کمتری به بررسی ابعاد سازنده ریسک و تأثیرات آن بر رفتار مخاطره پذیران معطوف شده است. مخاطره درجه عدم اطمینان و زیان بالقوه‌ای را منعکس می‌کند ممکن است در اثر رفتارهای خاص یا مجموعه ای از رفتارها به دست بیایند. یتز و استون (Yates & Stone1992) سه عنصر را به عنوان تشکیل دهندگان ریسک معرفی کردند: زیان های بالقوه، اهمیت آن زیان‌ها و عدم‌اطمینان آن زیان‌ها. در زمینه‌های پرمخاطره کارآفرینانه، جایی که زیان ها همیشه احتمال وقوع دارند، اهمیت هر زیان ممکن - یا خطر آن که باید به آن اشاره کنیم- و عدم اطمینان یا تغییر پذیری زیان‌هایی که احتمالأ در ادراک مخاطره و رفتار مخاطره ای تصمیم‌گیری برجسته‌ترین نقش را داشته باشند.

خطر و ابعاد تغییرپذیری در بحث ریسک این را بیان می‌کند که خطر بالقوه بزرگتر برای یک تصمیم جدید و تغییرپذیری بزرگتر در بازده سرمایه پیش‌بینی شده برای یک بنگاه است کارآفرینان را به ملاحظه تصمیم به عنوان امری پرخطرتر از یک موضوع کم‌خطر و کم تغییر وا می‌دارد. سایر عوامل مساوی هستند. ابعاد تغییرپذیری و خطر را برای توسعه نظریه اول خود به کار می‌گیریم.

جنبه تغییرپذیری و ادراک مخاطره کارآفرینان

ادبیات اقتصاد اساسأ ریسک را به عنوان تغییرپذیری تعریف می‌کند، با این تأکید که تغییرپذیری بزرگتر در اقتصاد، ریسک بزرگتری را هم شامل می‌شود. تغییرپذیری هم به نوبه خود به عنوان احتمال بازگشت سرمایه واقعی یا نتایج انحراف یافته از بازده مورد انتظار تعریف می‌شود. برای مثال سرمایه گذاران ممکن است ریسک سرمایه گذاری در یک شرکت را در واژه های شانس آن برای فراهم آوردن بازگشت بر پایه منحرف کردن آن با سرمایه اولیه ارزیابی کنند. از این جنبه ریسک به عنوان امکان اینکه بازده مورد انتظار به دست نیاید تعریف می‌شود و اصولأ آن را به عنوان انحراف معیار از یک بازده سرمایه گذاری در نظر می‌گیریم.

تصمیمات مخاطره آمیز جدید، آنگونه که تعریف شده‌اند، دارای بازده تاریخی نیستند تا کارآفرینان بتوانند بر آن اساس آنها را بسنجند، با این حال، جنبه ریسک به عنوان یک متغیر می‌تواند حالت نسبی داشته باشد. کارآفرینان از یک طیف گسترده از دستورالعمل‌ها برای تخمین احتمال تغییرپذیری در بازده آینده برای تصمیم جدید مورد نظر استفاده می‌کنند. از جمله این دستورالعمل‌ها برنامه‌ریزی مفروضات حیاتی، تحلیل ریسک و تحلیل حساسیت است.

گاهی اوقات احتمال دارد چنین دستورالعمل‌هایی تخمین‌های نسبی ذهنی از تغییرپذیری و مقدار بازده آینده برای بنگاه براساس نوآوری‌های روز دنیا به دست دهد. با این حال برای تصمیمات کمتر جدید، کارآفرینان می‌توانند اغلب از یک تجربه نسبی که از بنگاه‌‌های مشابه به دست آمده استفاده کنند تا بتوانند با اطمینان بیشتری ریسک و تحلیل حساسیت را انجام دهند. بنابراین جنبه تغییرپذیری فرضیه زیر را ارائه می‌دهد:

فرضیه 1: هر چه تغییرپذیری در نتایج پیش‌بینی شده از یک بنگاه بیشتر باشد، درک ریسک آن بیشتر خواهد بود.

جنبه خطرپذیری و ادراک ریسک کارآفرینان

مارچ و شاپینا (1987) نگاه مدیران بر ریسک را مطالعه کردند. آنها به این نتیجه رسیدند که آنچه که مدیران به عنوان ریسک نگاه می‌کنند تغییرپدیری نتایج نیست، بلکه خطر است، یعنی اگر کارها اشتباه پیش بروند، چقدر زیان متقبل می‌شویم؟ یک انتخاب مخاطره آمیز انتخابی است که شامل نتایج خیلی ضعیف باشد. آنها به این نتیجه رسیدند که مدیران در ارزیابی ریسک، به دلایل مختلفی توجه کمی به احتمال نتایج جایگزین دارند. اول اینکه بیشتر مدیران درباره نتایج مثبت به عنوان یک جنبه مهم از ریسک رفتار مطمئنی دارند. دوم اینکه برای بیشتر مدیران (و بیشتر کارآفرینان) ریسک مفهومی است که پیش‌از هر چیز با زیان در ارتباط است نه با احتمالات. مطالعه‌ای که توسط شاپیرا (1995) انجام شد نشان داد که 95% مدیران «ریسک را در واژه‌های زیان مالی با اهمیت توصیف کردند.» سوم اینکه، بیشتر مدیران اشتیاق کمی برای کاهش ریسک در یک ساختار قابل اندازه‌گیری نشان دادند.

اگرچه این دیدگاه ایده تغییرپذیری را در یک طیف نتایج احتمالی داخل می‌کند، تأکید آن بر اهمیت زیان‌های احتمالی است. در بستر یک تصمیم جدید، نگرش مارچ و شاپیرا به فرضیه زیر منجر شد:

فرضیه 2: هر چه اهمیت زیان بالقوه یک بنگاه جدید بیشتر باشد، ریسک بزرگتری تشخیص داده خواهد شد.

تأثیر تغییرپذیری و خطر در انتخاب تصمیم مخاطره آمیز

مباحث کاربردی نشان می‌دهد که گزینه‌های تصمیم که سطوح پایینتری از ریسک را دارند، چه ناشی از سطح بالاتر تغییرپذیری باشد و چه سطح بالاتر خطر، از گزینه هایی که دارای سطوح بالاتر ریسک هستند و بقیه عواملشان مساوی است، بیشتر ترجیح داده می‌شوند. بر اساس این مباحث مصاحبه‌های مارچ وشاپیرا نشان داد که احتمال زیادی دارد که مدیران از انتخاب گزینه‌هایی که به احتمال زیاد نتایج مورد انتظار را به دست نمی‌دهند اجتناب کنند. در واقع شاپیرا (1995)، کار خود در زمینه ریسک پذیری سازمانی را با توصیه یکی از مدیران مورد مصاحبه به این شکل خلاصه کرد: « شعار من اجتناب از ریسک پذیری است» بنابراین:

فرضیه 3 الف: هر چه تغییرپذیری در نتایج پیش‌بینی شده از یک تصمیم مخاطره آمیز بیشتر باشد، احتمال کمتری دارد که برای تأمین مالی انتخاب شود.

فرضیه 3 ب: هر چه اهمیت بیشترین زیان بالقوه یک تصمیم جدید بیشتر باشد، احتمال اینکه برای تأمین مالی انتخاب شود کمتر است.

تفاوت‌های فردی، ادراک ریسک و انتخاب تصمیم مخاطره‌آمیز

در یک مرور به تازگی انجام شده از عواملی که بر تصمیمات مخاطره‌امیز مربوط به کسب و کار اثر می‌گذارند، ساتکین و پابلو (1992) نشان دادند که «تمایل ریسک ( ِیک تصمیم‌گیر) بر ویژگی‌های واقعی و تشخیص داده شده شرایط غلبه دارد و آن را به عنوان تعیین کننده رفتار مخاطره آمیز نشان می‌دهد. در بستر یک تصمیم جدید، این جمله نشان می‌دهد که تمایل ریسک کارآفرین تصمیم‌گیرنده به عنوان کسی که چندین گزینه برای انتخاب پیش رو دارد، از بازده مورد انتظار تصمیمات مخاطره آمیز، ریسک آنها و سایر عواملی که معمولأ در تحلیل چنین تصمیماتی ملاحظه می‌شوند، مهمتر است. این ادعای ساتکین و پابلو در تضاد جدی با جنبه کاربردی مورد انتظاری قرار می‌گیرد که در حوزه تصمیم‌گیری برای انتخاب‌های جدید صورت گرفته است.

ساتکین و پابلو تمایل ریسک را به عنوان تمایل یک تصمیم‌گیر برای پذیرفتن یا اجتناب از ریسک می‌رساند. ساتکین و پابلو معتقد نیستند که تمام عوامل دیگر از قبیل آنهایی که بر فرضیه‌های بالا اثر می‌گذارند غیرمؤثر باشند. آنها به سادگی می‌گویند که تفاوت‌های فردی بین تصمیم گیران در واژه‌های تمایل ریسک آنان می‌تواند بخش بزرگتری از تفاوت در رفتار ریسک پذیرانه را توضیح دهد. اثر تفاوت‌های فردی با کار لوپز (1987) نشان داده شد، که بیان کرد بعضی افراد تلاش دارند که بازده فعالیت‌هایشان را در بالاترین رده نتایج ممکن مورد انتظار از تصمیم فرض کنند، در حالیکه سایرین تلاش دارند برپایه پایین‌ترین نتایج احتمالی (بدترین پیشامدهای ممکن) عمل کنند. بنابراین بعضی افراد با بالاترین نتایج بالقوه برانگیخته می‌شوند، در حالیکه سایران با آسایش خاطر.

تحقیقات اخیر توسط ساتکین و وینگارد نشان داد که تفاوت‌ها در تمایل به ریسک، بر درک ریسک هم تأثیر می‌گذارد. افراد دارای تمایل ریسک بالاتر، یک گزینه خاص را کم‌ریسکتر از سایرینی که تمایل ریسک پایینی دارند، درک می‌کنند. درک ریسک هم انتظار می‌رود که بر انتخاب میان گزینه های مخاطره آمیز تأثیر بگذارد. انتخاب میان گزینه ها در یک مجموعه تصمیم که توسط یک تصمیم گیرنده دارای ریسک پذیری بالا صورت می‌‌گیرد و در نتیجه مجموعه را کم‌ریسک تشخیص می‌دهد احتمال دارد پرریسک‌تر از انتخاب کسانی  باشد که این مجموعه را پر ریسک تشخیص داده‌اند. (یتز 1990). مباحث ساتکین و پابلو (1992)؛ ساتکین و وینگارت (1995)؛ لوپز (1987)؛ و یتز (1987) و یتز (1990) سه فرضیه اضافی را تولید کرد:

فرضیه 4: هر چه تمایل به ریسک کارآفرین بیشتر باشد، ریسک کمتری را در یک تصمیم‌مخاطره آمیز تشخیص خواهد داد.

فرضیه 5: هر چه تمایل ریسک کارآفرین بیشتر باشد، احتمال بیشتری وجود دارد که او تصمیماتی را که دارای سطح ریسک بالاتری هستند انتخاب کند.

فرضیه 6: هر چه ریسک درک شده یک کارآفرین برای یک مجموعه از تصمیمات کمتر باشد، احتمال بیشتری دارد که او تصمیمات دارای مخاطره بیشتر را انتخاب کند.

در پایان، مباحث ساتکین و پابلو (1992) که تمایلات ریسک بر انتخاب تصمیمات پرمخاطره تأثیر می‌گذارد، همراه با نظریه لوپز (1987) که تمایل ریسک به طور عمده شامل تمایل افراد به توجه به بالاترین رده (بالاترین سود بالقوه) و یا کمترین رده (خطر) یک شرایط است، این مطلب را ارائه می‌دهد که تمایل ریسک باید به درک خطر از ریسک، به جای بعد تغییرپذیری بپردازد. اگر اینگونه باشد پس برای تصمیمات دارای ارزش مورد انتظار برابر، به نظر می‌رسد که تمایل به ریسک بر انتخاب میان گزینه هایی که دارای خطر و سود متفاوت هستند تأثیر بگذارد. اما این امر بر گزینه‌هایی که دارای درجات مختلف تغییرپذیری هستند الزامأ اثر ندارد. بر طبق مباحث ساتکین و پابلو (1992)، این اثر باید در سطوح متفاوت تغییرپذیری در سود پیش‌بینی شده نیز نیرومند باشد. بنابراین برای تصمیمات دارای تغییرپذیری و سود مورد انتظار مساوی :

فرضیه 7: هر چه تمایل به ریسک کارآفرین بیشتر باشد، احتمال انتخاب یک تصمیم دارای سطح بالاتری از خطر هم بیشتر است.

نمونه

مدیر عاملان 540 شرکتی که نامشان در فهرست 1994 و 1996مجلات فورچون، بیزنس ویک و اینک به عنوان تند رشدترین شرکت های سهامی عام آمریکا آمده بود توسط فاکس برای مشارکت در این مطالعه مورد دعوت قرار گرفتند. 210 نفر از آنها که دعوت را پذیرفتند (39% کل کسانی که مورد دعوت قرار گرفتند و پس از اینکه دعوت به مشارکت 3 بار برای آنها فرستاده شد)، توسط پست ابزارهای سنجش (پرسشنامه) را دریافت کردند و ازآنها خواسته شد که برای اطمینان آنها را توسط پست ایالات متحده برای ما پس بفرستند. پس از پنج هفته و دو بار یادآوری با فاکس 91 پرسشنامه (43% تمام کسانی که برای شرکت در تحقیق ابراز تمایل کرده بودند) برای ما پس فرستاده شد. پس از کنار گذاشتن 13 تای آنها که تکمیل نشده یا غیر قابل استفاده بود، کارمان را با بررسی 78 کارآفرین باقیمانده آغاز کردیم.

تصمیم

سطح تغییرپذیری

سطح خطر

میانگین ریسک

انحراف معیار

تعداد افراد انتخاب کننده این تصمیم

سبز

بالا

بالا

5.57

1.22

10

زرد

بالا

پایین

4.53

1.43

3

بنفش

پایین

بالا

3.19

1.34

39

سفید

پایین

پایین

1.97

0.96

26

 

کارآفرینان در نمونه فوق از 1 تا 12 شرکت را در طول حیاتشان تأسیس کرده بودند (میانگین 3 شرکت برای هر کدام) و در طیف سنی 28 تا 66 سال قرار داشتند (میانگین 47.7) و همه آنها مرد بودند. شرکت های فعلی آنها بین 6 تا 10500 کارمند (میانگین 1186) و از 400 هزار دلار تا 1.2 میلیارد دلار (میانگین 147.6 میلیون دلار) فروش داشت. شرکت‌های فعلی آنها 43.6% در تولیدات کارخانه ای و 56.4% در صنایع خدماتی فعالیت داشتند. برای ارزیابی هر تعصب ممکن در این باره، داده‌های دموگرافیک شرکت‌ها را برای نمونه خودمان با میانگین داده‌ای لیست هایی که نمونه را از آنها انتخاب کردیم (فهرست مجلات فوق الذکر) مقایسه کردیم. شرکت ها در نمونه ما در زمینه های فروش (میانگین ما 147.6 میلیون در برابر 217.8 میلیون دلار لیست) و تعداد کارکنان (میانگین 1186 نفر در قیاس با 1753 نفر) کمی کوچکتر بودند. این داده ها این را نشان می‌داد که باید در تعمیم نتایج ما به کارآفرینانی که شرکت‌های بسیار تند رشد را رهبری می کند محتاط باشیم.

تصمیم سفید

احتمالات: 10% 5 میلیون دلار زیر پیش بینی، 10% 5 میلیون دلار بالای پیش بینی و 80% مطابق پیش بینی

 

تصمیم سبز

احتمالات: 30% 25 میلیون دلار زیر پیش بینی، 30% 25 میلیون دلار بالای پیش بینی و 40% مطابق پیش بینی

 

تصمیم زرد

احتمالات: 30% 5 میلیون دلار زیر پیش بینی، 30% 5 میلیون دلار بالای پیش بینی و 40% مطابق پیش بینی

 

 

 

تصمیم بنفش

احتمالات: 10% 25 میلیون دلار زیر پیش بینی، 10% 25 میلیون دلار بالای پیش بینی و 80% مطابق پیش بینی

 


متغیرهای مستقل

دو متغیر دستکاری شده ما تغییرپذیری و درجه خطر (و سود) در نتایج حاصله پیش‌بینی شده بود (جدول  را ببینید). این معیار را به این دلیل انتخاب کردیم که با تمایلات شخصی درباره ریسک پذیری مالی مرتبط بود و نیز در ارزیابی ساختار بهره کاربرد داشت.

متغیرهای سنجش وابسته

متغیرهای وابسته ریسک تشخیص داده شده تصمیم مخاطره آمنیز جدید برای فرضیه‌های ، 2 و 4 مقیاس سه تا هفت امتیازی بود (جدول 4). قابلیت اعتماد این مقیاس توسط آلفای همبسته برای مقیاس یک سه موردی 0.956 بود.

متغیر وابسته برای ریسک دار بودن یک انتخاب مخاطره‌آمیز برای فرضیه های 3 الف، 3 ب، 5، 6 و 7 انتخاب یکی از چهار تصمیم برای تأمین مالی بود. میانگین ریسک تشخیص داده شده برای چهار تصمیم نشان می دهد که مقیاس یک مقیاس فاصله ای تقریبی را از مخاطره آمیز بودن چهار انتخاب را شکل می‌دهد (شکل 5). همانطور که انتظار می‌رفت انتخابی که در تشخیص ریسک بالاترین امتیاز را کسب کرد (انتخاب سبز: ریسک تشخیص داده شده 5.57) انتخابی بود که دارای بالاتری سطوح تغییرپذیری و خطر بود. انتخابی که رتبه بعدی را در ریسک به دست آورد (تصمیم زرد: 4.58)، تغییرپذیری بالا و خطر کم داشت. سومین تصمیم ریسکی (بنفش: 3.19) تغییرپذیری کم و خطر بالا را داشت. تصمیمی که به عنوان کم ریسک‌ترین مورد انتخاب قرار گرفته بود (تصمیم سفید: 1.97) تصمیمی بود که دارای سطح کم تغییرپذیری و خطر بود (جدول 5 را ببینید). مقایسه دو به دوی امتیاز تشخیص ریسک برای تمام تصمیم‌ها بااهمیت بود.